الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
492
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) « اى مردم ! اين امر شما ، هيچ كس را حقى در آن نيست مگر آنكه شما او را امارت داده باشيد و ما ديروز در حالى از هم جدا شديم كه من خواهان امرتان نبودم ولى شما نپذيرفتيد جز اينكه من بر شما ( حاكم ) باشم ، ولى من حق ندارم بر خلاف شما درهمى را بگيرم پس اگر بخواهيد من براى شما مسئوليت مىپذيرم و گرنه ، من كسى را مؤاخذه نمىكنم » . ( 2 ) امام ، سياست مالى روشن خود را مشخص ساخت ، زيرا وى در اموال دولت به شدّت احتياط مىكرد و هيچ چيزى از آنها را به خود اختصاص نمىداد و درهمى را براى منافع و امور خاصهء خود مصرف نمىنمود . و آن حضرت به كسانى اشاره مىكرد كه در اموال خزانهء مركزى ، غوطهور شدند ، در زمان حكومت ساقط شده كه اموال را غارت نمودند و آنها را به ناحق تصاحب كردند و اينكه اگر بنا باشد آن حضرت زمام امور مسلمين را در دست بگيرد ، آن گروه ، از آن اموال ، محروم خواهند شد و با آنها همچون ديگر افراد ملت برخورد مىشود و اموال ، آن گونه كه خدا مىخواهد به امت بازمىگردد نه براى حكّام . ( 3 ) شعارها از اطراف مسجد بلند شد كه اصرار كامل خود را بر انتخاب آن حضرت اعلام مىداشتند و يك صدا مىگفتند : « ما همان گونه هستيم كه ديروز از تو جدا شديم . . . » . آنگاه جمعيت ، چون موجى خروشان براى بيعت به پيش آمدند و طلحه با دست چلاقش - كه به سرعت عهد خدا را شكست - پيش آمد و بيعت كرد و امام را در دل احساسى نامطمئن پيش آمد و فرمود : « زود باشد كه پيمانشكنى نمايد « 1 » » . ( 4 ) مردم ، همچنان با امام بيعت مىكردند و آنها در حقيقت با خدا و پيامبرش
--> ( 1 ) حياة الامام الحسن عليه السّلام 1 / 376 ( چاپ سوم ) .